نشخوارکنندگانِ استفراغِ پوزیتیوستهای قرن نوزده و بیست؛
خود «مارکس» پندارانِ بورژوا؛ آخرین بازماندگانِ لنینیسمِ فاشیستی؛ زنگولههای پای تابوت!
روشنفکرانِ برج عاجنشین؛ لیبرالهای مرتجع؛ جیرهخوارانِ میراثِ بربادرفتهی روشنگریِ قرن 18؛
آشغال جمعکنهای هرزهنگاریهای دوبووار و لاطاعلاتِ ویرجینیا ولف و اراجیفِ فمینیستهای نکبتی؛
ژورنالیستهای وغوغوی سیاستزدهی زباننفهم؛ اقیانوسهایی، تنها به عمق یک سانتیمتر؛
خالهبازیهای زنبودگی و دیگربودگی و زهرمار بودگی؛
دانشجوهای علاف؛ جنازههای متحرکِ الکیخوش؛
اساتیدٍ نان به نرخ روز خورِ امپریالیست؛
و منِِ بسیجینمای غربزده ي مضاعفِ مركبِ سلبيِ خوشخیالِ بیدردِ از همه عالم بیخبر ...