و بدین ترتیب عمر این وبلاگ ،چندماه پیش از تولد یک سالگی اش، به سر رسید. به همین سادگی...!
ختم نوشت: اگر قرار شد روزی به زباله دان تاریخ بپیوندم، این چند پست بماند به یادگار:
۲- مر السحاب...
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين...
اصل این بیانیه روز گذشته دم درب منزل به دستم رسید. و خداوکیلی من هرجوری فکر کردم، بتوانم یک طوری این بیانیه را به طنز برگردانم، راهی به ذهنم نرسید الا اینکه بخشی از عبارات طلاییاش را عینن همینجا نقل کنم!:
فرمان قیام!
پایان انتظار عالمین الآدمیان
اطلاعیه شماره 1346 مورخه 21/7/1388 سازمان عَلمَ حق وعدالت
یگانه راه پیروزی و نجات ملتها، قرار گرفتن یکایک آدمیان
در تحت امر حضرت احدیت، حضرت حق سبحانه الملک توآ
هوالحی القیوم و هو الحی العظیم قائمِالذات القادر المطلق یفعُلُ ما یرید باریتعالی
آقا ابراهیم میرزایی!!
ای آدمیان!صاحب خود را بشناسید و فرمانبرداری کنید و گر صاحب خود را نشناسید سرگردان خواهید بود و حال و روزتان همین است... ای مردم! تا این رژِیم الشیطان الضالین ناذره ناذرات نامردم ناوجود ظالم که اعمال نادانی آنان همانند دیوانگی مزدوران شیطان نازیسم هیتلریسم است و همچنین افراد، احزاب و گروههای فسیلی به تکرار تاریخ، قصد مظلومنمایی و فرصتطلبی به منظور آدمفریبی دارند. ای ملت ایران! فرمان قیام صادر گردید. مسلمون بالحق اندر کار مایهی میدان وحدتالوجودند تا که قصد و ارادهی خداوند را به انجام برسانند و تا که عاقبت به خیر شوند و کار عدن نمایند.
پ.ن: بعد از خواندن ترهات این مجنون بالعرض، خیلی به این فکر کردم که کدام دیوانهای حال و حوصلهی پخش کردن آن را داشته و این همه پشتکار به خرج داده؟! و یاد قضیهی یوسف خودمان افتادم و آن بابایی که در اتوبوس بهش گفته بود در حال ساختن دستگاهی است که در روز 13 آبان زلزلهی 14 ریشتری تولید کند! و از قضای روزگار چند روز پیش در حال تست کردن آن اشتباهن دستش به شستی آن خورده و شاهعبدالعظیم 4 ریشتر لرزیده و بعدن هم در گوشی به یوسف گفته که زلزلهی بم هم کار خودش بوده و ازش قول گرفته که این قضیه را برای کسی تعریف نکند! یک معلم جامعهشناسی در دبیرستان داشتیم که مصرانه معتقد بود بیشتر از 70 درصد مردم تهران دچار مشکلات روانی هستند. الان تازه دارم به نتیجهای مشابه نتیجهی ایشان میرسم! خدا هر جا که هستند حفظشان کند.
احتمالن خیلیها دربارهی هشت هشت هشتاد و هشت خواهند نوشت، و من ترجیح میدهم دربارهی یکی از زائران اخیر آستانش بنویسم:

یک طایفه نان میخورد از نام شما
یک طایفهی دگر، ز دشنام شما
بر سفرهتان نشسته از دشمن و دوست
در حیرتم از مائدهی عام شما...!
پ.ن۱: حضرت امام روحالله خطاب به سردار نورعلی شوشتری بعد از عملیات مرصاد: در این دنیا که نمیتوانم کاری برایتان انجام دهم، اگر آبرویی داشته باشم، در آن دنیا قطعن شما را شفاعت خواهم کرد...
پ.ن۲: شعر از دکتر محمدرضا ترکی است.